ابو الفضل مير محمدى زرندى
271
تاريخ و علوم قرآن ( فارسى )
خداوند قرآن را فرستاد كه بهترين حديث است ، كتابى كه آياتش با هم متشابه است . توضيح اينكه : مقصود از احكام كه در آيه اول آمده اتقان و محكم كارى است و اينكه خللى نه در الفاظ و نه در معانى قرآن وجود ندارد چنانچه در لغت ديده مىشود كه جمله « احكم الامر » به معناى « اتقنه » آمده يعنى كار را محكم و بى خلل انجام داد « 1 » . و مراد از تشابه در جملهء « كتابا متشابها » اين است كه : جميع آيات قرآنى در احكام و نظم به يكديگر متشابهند و در كتاب لغت ديده مىشود : كه تشابه را از ريشهء لغت « شبه » به معناى مثل دانسته چنانچه مىگويند : « تشابه الرّجلان و اشتبها » يعنى آن دو مرد بهم شبيهند كه به همديگر اشتباه مىشوند . بنابر اين مراد از آيهء اول ( مورد بحث ) غير از اين دو آيه است . اقوال در معناى متشابه و محكم در معناى متشابه و محكم اختلاف نظر زيادى ديده مىشود كه بحث كنندگان آنها را در كتابهاى خود آوردهاند از جمله : 1 - مرحوم شيخ طبرسى مىنويسد : در معناى متشابه اقوال زيادى است چنانچه گفته شده است : اوّل - اينكه معناى محكم اين است كه مراد از آن به حسب ظاهر معلوم باشد بدون اينكه قرينهاى در بين باشد و متشابه آن است كه مراد از آن معلوم نباشد مگر قرينهاى از خارج به آن منضم گردد . دوم - محكم يعنى ناسخ و متشابه يعنى منسوخ چنانچه از ابن عباس نقل شده است . سوم - محكم آنست كه قابل تأويل نباشد و متشابه قابل تأويل به معانى زيادترى باشد چنانچه از محمد بن جعفر بن زبير و ابى على جبائى نقل شده است . چهارم - محكم آنست كه الفاظش متكرر نباشد و متشابه آنكه الفاظش متكرر باشد مانند قصه موسى و غير آن چنانچه از ابن زيد نقل شده است . پنجم - محكم آنست كه تأويل و وقت آن معين باشد و متشابه آنست كه تأويل آن معين نباشد مانند قيام ساعت و روز آخرت كه معلوم نيست در چه زمانى هستند چنانچه از جابر
--> ( 1 ) نهاية ، ابن اثير ، و اقرب الموارد ماده « حكم » .